ساعت ده صبح جمعه، حیاطی وسیع در اراضی عباسآباد پر از چادرهای رنگی و بوی قهوه تازهدم است؛ در یک گوشه زنی زیورآلات برنجیاش را روی میز میچیند، کمی آنطرفتر مردی صفحات وینیل و کتابهای قدیمی را ردیف کرده و صدای گیتار از میان جمعیت شنیده میشود. این تصویر این روزها برای بسیاری از تهرانیها معادل «جمعهبازار پروانه» است؛ جایی که با ورود رایگان، میشود چند ساعت میان صنایعدستی، لوازم قدیمی و لباسهای ارزان قدم زد و آخر هفته را بدون هزینه سنگین گذراند.
جمعهبازار پروانه این روزها در «باغ هنر» اراضی عباسآباد، نزدیک باغ کتاب و موزه دفاع مقدس برگزار میشود. بازار فقط یک روز در هفته برپا است؛ صبحهای جمعه آغاز میشود و تا اواخر بعدازظهر ادامه دارد. گزارشها از حضور بیش از هزار غرفهدار در این بازار خبر میدهند. نزدیکترین ایستگاه مترو، ایستگاه حقانی در خط یک است و برگزارکنندگان خود استفاده از حملونقل عمومی را بهخاطر محدودیت پارکینگ توصیه میکنند.
جمعهبازار هنری پروانه؛ قلب هنری یک جمعه
در ورودی بازار، سایهبانهای برزنتی رنگی روی حیاط کشیده شده و میزهای تاشو پشت سر هم قرار گرفتهاند. بیشتر غرفهدارها خودِ سازندهاند؛ یعنی همان کسی که پشت میز میبینید، شب قبل در کارگاه کوچکش مشغول لعابدادن بشقاب یا مونتاژ گوشوارهها بوده است.
در این بازار میتوانید طی چند قدم، از یک غرفه سفال لعابدار به غرفه کیفهای چرم دستدوز برسید و بعد ناگهان وسط قفسهای از کتابهای دستدوم و مجلات چاپ دهههای گذشته بایستید. کمی آنطرفتر، صفحات گرامافون، پوسترهای چاپسنگی، دوربینهای آنالوگ و حتی رادیوهای چوبی قدیمی روی هم چیده شدهاند؛ ترکیبی که جمعهبازار پروانه را برای علاقهمندان به لوازم نوستالژیک جذاب میکند.
قیمتها در اینجا طیف وسیعی دارد. میشود با بودجهای در حد یک نوشیدنی بیرونبر، یک نشانگر کتاب کوچک یا کارتپستال دستساز خرید و اگر دنبال خرید جدیتر باشید، تابلوهای کوچک آبرنگ، کیفهای چرم و سرویسهای سفالی با قیمتهایی در حد یک یا دو وعده غذای بیرون عرضه میشوند. نکته مهم این است که بسیاری از غرفهدارها بهجای تخفیف تهاجمی، ترجیح میدهند درباره زمان و هزینهای که صرف هر قطعه شده توضیح بدهند؛ گفتوگویی که اگر اهل شنیدن باشید، درک دیگری از قیمت کار دست بهدست میدهد.
جمعهبازارهای هنری فقط محل خرید نیستند؛ میدان دیدار، گفتوگو و شناخت هنرمندان مستقل شهرند.
فضای بازار فقط به فروش ختم نمیشود. در گوشهای نوازندهای گیتار یا ساز سنتی مینوازد و چند نفر روی نیمکتهای چوبی زیر سایه درختان نشستهاند. یک غرفه کوچک، قهوه دمی و کیک خانگی میفروشد؛ قهوهتان را میگیرید، روی پلهها مینشینید و رفتوآمد جمعیت را تماشا میکنید. برای علاقهمندان به عکاسی خیابانی، ترکیب نور ملایم، سایهبانهای رنگی و تابلویهای پرجزئیات، قابهای آمادهای فراهم میکند.
چه چیزهایی میشود پیدا کرد؟
صنایعدستی و کار دست
بخش پررونق بسیاری از این بازارها، صنایعدستی کوچک است؛ از زیورآلات برنجی و نقرهای تا سرامیکهای لعابدار و بافتنیهای ظریف. اگر دنبال هدیهای شخصی و متفاوت هستید، یک گردنبند با پلاک دستساز یا ماگ سفالیِ امضادار انتخاب بدی نیست. نکته عملی این است که کارت ویزیت هنرمند را بگیرید؛ اگر بعدها برای سفارش خاص یا ست تکمیلی تصمیم گرفتید، لازم نیست دوباره همه بازار را بگردید.
لوازم قدیمی و آنتیک
علاقهمندان به لوازم قدیمی در جمعهبازارها معمولا سراغ غرفههای رادیو، گرامافون، دوربین و ابزار قدیمی میروند. در این بخش باید با دقت بیشتری خرید کنید. ظاهری که برق میزند همیشه به معنای سلامت کامل نیست. برای دستگاههای برقی، اگر امکان دارد، همانجا روشنشدن و صدای دستگاه را امتحان کنید. برای ظروف فلزی و شیشهای هم به زنگزدگی، ترک و لبپریدگی توجه کنید. بسیاری از فروشندههای قدیمی خودشان هم این توصیه را میکنند، اما در نهایت مسئولیت تصمیم با خریدار است.
لباس و پوشاک ارزان
پوشاک در این بازارها معمولا به دو دسته تقسیم میشود: لباسهای دستدوم تمیز و لباسهای نو با تولید محدود. در بخش لباسهای دستدوم، حتما درزها، زیپ و آستر را چک کنید؛ ایرادها اغلب همانجا پنهان میشوند. اگر لباسی را دوست داشتید اما نیاز به یک تعمیر کوچک داشت، هزینه خیاطی ساده را در ذهنتان به قیمت اضافه کنید تا بعدا احساس نکنید خریدتان «ارزان» بوده اما خرج اضافه روی دستتان گذاشته است.
در بخش لباسهای نو، تمرکز روی پارچه و دوخت است. پارچههای خیلی نازک یا بیش از حد براق، هرچند در نگاه اول جذاب بهنظر میرسند، اما معمولا دوام کمتری دارند. بسیاری از فروشندهها اگر بپرسید، درباره نوع پارچه و نحوه شستوشوی مناسب توضیح میدهند.
بازارچههای خیریه و محلی؛ خرید و کمک همزمان
کنار جمعهبازار پروانه و بازارهای هنری، بازارچههای خیریهای در تهران برگزار میشود که بخشی از درآمدشان صرف حمایت از یک گروه مشخص میشود؛ از کودکان بیمار تا زنان سرپرست خانوار. این بازارچهها اغلب در فضاهای فرهنگی مثل فرهنگسراها، حیاط مدارس و گاهی باغهای عمومی برگزار میشوند و ترکیبی از صنایعدستی، خوراکی خانگی، لباسهای اهدایی تقریبا نو و لوازم تزئینی دارند.
در این بازارها، غرفهدار معمولا داوطلب است و ممکن است فروشندگی برایش شغل اصلی نباشد. همین موضوع هم باعث میشود تجربه عقلانی قیمتگذاری کمی متفاوت باشد؛ قیمتها عموما منصفانه است، اما اگر کالایی را فقط به نیت «کمک» میخرید، بهتر است قبل از پرداخت، سوال کوتاهی درباره مقصد درآمد بپرسید. بسیاری از این بازارچهها رسید یا اطلاعیه رسمی کوتاهی درباره نحوه هزینهکرد درآمدها روی میز نصب کردهاند.
بخشی از بازارچههای خیریه کوچکتر در ایستگاههای مترو یا حیاط فرهنگسراها برپا میشود؛ چند میز ساده با شیرینی خانگی، شمع دستساز و کیفهای پارچهای. این فضاها شاید از نظر تنوع کالا به پای جمعهبازار پروانه نرسند، اما برای کسانی که مسیر روزانهشان از نزدیک مترو میگذرد، یک توقف نیمساعته کافی است تا هم خرید کوچکی انجام دهند و هم از یک ابتکار محلی حمایت کنند.
برنامهریزی یک گشت آخر هفته
برای اینکه آخر هفتهتان به دویدن بین غرفهها و خستگی بیدلیل ختم نشود، بهتر است روز را مثل یک برنامه شهری کوچک ببینید. صبح زود، حوالی ساعت ۹، بهترین زمان برای ورود به جمعهبازار پروانه است؛ هوا هنوز خنکتر است، ازدحام کمتر و فرصت گفتوگو با غرفهدارها بیشتر. هرچه به ظهر نزدیکتر شود، بازار شلوغتر میشود و حرکت بین غرفهها سختتر.
اگر از مترو حقانی بالا میآیید، فاصله تا باغ هنر کوتاه است و بخش زیادی از مسیر را زیر سایه درختان طی میکنید. برای کسانی که با خودرو شخصی میآیند، باید حواسشان به محدودیت پارکینگ و ترافیک جمعهها در محدوده اراضی عباسآباد باشد.
یک سناریوی ساده این است که صبح را در جمعهبازار بگذرانید، ظهر یا اوایل بعدازظهر در یکی از کافهها یا ساندویچیهای اطراف یک غذای ساده بخورید و بعد اگر هنوز انرژی داشتید، سری هم به یکی از نمایشگاهها یا فضاهای هنری رایگان بزنید. فهرست بهروزشدهای از چنین فضاهایی را میتوانید در راهنمای گالریها و کارگاههای رایگان تهران پیدا کنید.
اگر اهل شبگردی هستید، میتوانید بعد از جمعهبازار، مسیرتان را به سمت مرکز شهر ادامه بدهید و بخشی از شب را در خیابان ۳۰ تیر بگذرانید؛ جایی که ترکیبی از دکههای غذا، نور و موسیقی فضای متفاوتی از روز را پیش رویتان میگذارد. برای چنین برنامهای، گزارش تفصیلی شبگردی در خیابان ۳۰ تیر میتواند مسیر و توقفهای احتمالی را بهتر نشانتان بدهد.
نکات عملی؛ از کیف پارچهای تا پول خرد
چند نکته کوتاه تجربه بازارگردها را به گشتوگذار بیدغدغه نزدیکتر میکند:
- پول نقد و بهویژه پول خرد همراه داشته باشید؛ بسیاری از غرفهها هنوز دستگاه کارتخوان ندارند یا برای مبالغ کم ترجیح میدهند نقدی دریافت کنند.
- یک کیف پارچهای محکم یا کوله کوچک همراه ببرید؛ خریدهای کوچک زود وزن میگیرند و کیسههای نازک پلاستیکی معمولا دوام زیادی ندارند.
- مراقب کیف پول و موبایل باشید؛ بازارها شلوغاند و بهترین کار استفاده از کیفهای زیپی و نگهداشتن آنها در جلو است.
- اگر لباسی را میخرید که باید پرو شود، از غرفهدار درباره محل مناسب و امکان پرو بپرسید؛ بعضی بازارها فضای مشخصی برای این کار دارند.
- اگر قصد اهدا کردن کتاب، لباس یا ظرف به بازارچههای خیریه را دارید، فقط اقلام تمیز و سالم را ببرید؛ هرچند حجم کار داوطلبان زیاد است، اما زمانشان صرف جداسازی کالاهای غیرقابلاستفاده هم میشود.
برای کسانی که کتاب و فضای آرام را ترجیح میدهند، میشود برنامه را کمی تغییر داد: صبح بازار، بعدازظهر در یکی از کتابفروشیها و کافههای بزرگ شهر. گزارش کتابفروشیهای بزرگ تهران مسیرهایی پیشنهاد میکند که میتوانند امتداد طبیعی یک جمعه فرهنگی باشند.
در نهایت، جمعهبازار پروانه و بازارچههای خیریه تهران بیشتر از آنکه به «لیست خرید» نیاز داشته باشند، به کنجکاوی و حوصله احتیاج دارند. یک صبح زود، کیف پارچهای، کمی پول نقد و آمادگی برای گفتوگو با آدمهایی که کارشان را خودشان ساختهاند، ترکیبی است که از دلش هم سوغاتی پیدا میشود و هم شناخت تازهای از شبکه کوچک اما زنده هنرمندان و داوطلبان شهر.